سيد محمد على ايازى

370

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

نزد شيعيان ، داراى مقام‌اند و شيعيان ، بر راست بودن آنچه روايت كرده‌اند ، اصرار دارند ، در حالى كه به دروغ ، از امام صادق عليه السلام و پدران بزرگوار و اهل بيت پاكيزه‌اش روايت كرده‌اند كه در رأس آنان ، كلينى ، اوّلْ راوىِ اخبار ائمّه نزد شيعيان است . بعد ، ضمن سه قسمت ، به رواياتى استناد مىكند كه بر تحريف قرآن ، دلالت دارند و نويسندهء پايان‌نامه نيز به آنها اشاره كرده است و ما به جهت اطالهء كلام ، از ذكر آنها خوددارى مىكنيم . نگارنده ، آن گاه چنين جمع‌بندى كرده است : « با توجّه به آنچه آقاى ابو زهره در كتاب الإمام الصادق عليه السلام آورده‌اند ، در واقع ، مدّعى شده‌اند كه كافى ، حاوى يك‌سرى اخبار دروغ است و كلينى نيز - كه ناقلِ آن است - ، معتقد به تحريف در قرآن است . لذا بايد در دين او شك كرد و اخبار كافى نيز از اعتبار ، ساقط است و نمىتوان به آن ، اعتماد نمود » . آن گاه ، ذيل عنوان « پاسخ به اشكال مذكور » ، به برخى پاسخ‌هاى داده شده ، اشاره كرده است كه به اجمال و تيتروار ، آنها را گزارش مىكنيم . - در نظر شيعه ، الكافى به دور از مغالطات و اسراف است . پس حَسَنات آن را منكر نمىشود و در مورد نقصى كه از آن خالى نيست ، خود را به جهالت نمىزند . « 1 » - وجود برخى روايات دروغ ، باعث طعن به صاحب كتاب و فسق او نمىشود . نيز همهء روايات او را از اعتبار ، ساقط نمىكند . در اين زمينه ، فرقى بين كلينى و بخارى نيست ؛ زيرا هر دو ، روايات نقص و تحريف را در كتابشان آورده‌اند . « 2 » وى در ادامه ، به خوبى اشاره مىكند كه پاسخ‌هاى ياد شده ، از جهتى پاسخ به اشكال است ؛ امّا جهت ديگر مطلب ، كلماتى مانند : « فى علىّ » يا « آل محمّد فى

--> ( 1 ) . دراسات فى الحديث و المحدّثين ، ص 130 . ( 2 ) . همان جا .